۲. چالش های حقوقی مهندسی معکوس

برخی از مزایای مهندسی معکوس و گاه تفاوت های محصول جدید با محصول اصلی موضوع حمایت یا مقابله با مهندسی معکوس را به بحثی چالش برانگیز تبدیل کرده است. ویژگی های که برای دانش می توان ذکر کرد و حقوقی که از ثبت اختراع ناشی می شوند، از جمله مهمترین چالش های موجود در تعیین قواعد حقوقی حاکم بر مهندسی معکوس به شمار می آیند.
۱-۲. اوصاف دانش و مبانی حمایت از آن در قبال مهندسی معکوس
گفته می شود که نقض حق دارنده دانش، از جمله در قالب مهندسی معکوس، مانند آن است که دارنده کیکی داشته باشد که برداشتن تکه ای از آن به وسیله دیگری، به معنای تمام شدن کیک یا محروم شدن دایمی و کامل مالک از آن نیست. در عین حال، باعث کاسته شدن از ارزش « مادی » آن دانش شده و تعرض به ارزش  « فکری » آن نیز محسوب می شود. چراکه شخص دوم ممکن است اثر متعلق به دیگری را با کمی تغییر در شکل ظاهری با نام و علامت تجاری خود عرضه نماید.
ﻣﺜﺎل ﻓﻮق، ﺑﻪ ﺧﻮﺑﯽ ﻣﺒﯿﻦ «ارزش ﻣﺤﺪود داﻧﺶ» اﺳﺖ. زﯾﺮا داﻧﺶ ﻣﻤﮑﻦ اﺳـﺖ ارزش ﺧﻮد را در ﻃﻮل زﻣﺎن ﯾﺎ ﺑﻪ دﻟﯿﻞ دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﻋﺪه زﯾﺎدی ﺑـﻪ آن، ﺑﻪ ﻃﻮر ﮐﺎﻣﻞ از دﺳﺖ ﺑﺪﻫﺪ (ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﮐﯿﮑﯽ ﮐـﻪ از ﻧﻈﺮ ﺗﻌﺪاد اﻓﺮادی ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮاﻧﻨﺪ آن را ﺑﺨﻮرﻧﺪ، ﻣﺤﺪودﯾﺖ ﻋﺮﻓﯽ دارد). اﻟﺒﺘﻪ اﯾﻦ وﺻﻒ، ﺗﻨﻬﺎ در ﻣﻮرد ﺟﻨﺒﻪ «ﺗﺠﺎری/ﻣﺎدی» داﻧﺶ ﺻﺪق ﻣﯽﮐﻨﺪ.ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﯾﻨﮑﻪ ارزش داﻧﺶ، در ﺑﺪو اﻣﺮ، از ﺻﺮف زﻣﺎن، ﻫﺰﯾﻨﻪ و اﻧﺪﯾﺸﻪ ﺑﺮای ﺗﻮﻟﯿﺪ و ﺗﮑﻤﯿﻞ آن ﻧﺎﺷﯽ ﻣﯽﺷﻮد؛ وﺻﻒ دﯾﮕﺮ، «ارزش داﯾﻤﯽ داﻧـﺶ» اﺳﺖ. اﮔﺮﭼﻪ در ﻃﻮل زﻣﺎن ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ارزش داﻧﺶ ﺑﻪ ﺷﺪت ﮐﺎﻫﺶ ﯾﺎﺑﺪ، اﻣﺎ ارزش آن ﺑـﻪ ﺻﻔﺮ ﻧﻤﯽرﺳﺪ. ﭼﺮاﮐﻪ اﻧﺪﯾﺸﻪ آن را ﻣﯽﺗﻮان ﺑﻪ ﻋﻨـﻮان ﺟﺰﺋﯽ از ﻧﻮآوریﻫﺎی دﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﮐﺎر ﮔﺮﻓﺖ. ﺑﺮای ﻣﺜﺎل، «ﮔﺎری» ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ اﻣﺮوزه ﮐﺎرآﯾﯽ ﭼﻨﺪاﻧﯽ ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، اﻣﺎ اﻧﺪﯾﺸﻪ ﺳﺎﺧﺖ ﭼﺮخ و ﺣﺮﮐﺖ دوار آن، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﭘﯿﺸﺮان داﻧﺸﻤﻨﺪان ﺑﻪ ﺳﻮی اﻧﺪﯾﺸﻪﻫﺎی ﺑﻬﺘﺮ و ﭘﯿﭽﯿﺪهﺗﺮ ﺑﻮده اﺳﺖ. وﺻﻒ دﯾﮕﺮ، «ﺗﺪرﯾﺠﯽ ﺑﻮدن داﻧﺶ» اﺳﺖ. ﻋﻠﻢ در ﻃﻮل زﻣﺎن و اﻏﻠﺐ ﺑﺎ واﮐﺎوی، ﺑﺎزﻧﮕﺮی و ﺗﮑﻤﯿﻞ اﻧﺪﯾﺸﻪﻫﺎی دﯾﮕﺮان ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﻣﯽﮐﻨﺪ و اﺻـﻮﻻً ﻫـﯿﭻ داﻧﺸﯽ ﺑـﻪ ﻃﻮر اﺗﻔﺎﻗﯽ و ﺑﺪون ﻣﻨﺸﺄ ﺑﻪ دﺳﺖ ﻧﻤﯽآﯾﺪ. ﻫﻤﻪ اوﺻﺎف ﻣﺬﮐﻮر، اﻣﮑﺎن آن را ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﯽﺳﺎزد ﮐﻪ داﻧﺶ در ﺻﻮرت ﺗﻌﺮض، ﻣﻮرد ﺣﻤﺎﯾﺖ ﻗﺮار ﮔﯿﺮد؛ ﺣﻤﺎﯾﺖ از آن ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﺗﺎرﯾﺦ ﺗﻮﻟﯿﺪ و ﻣﯿﺰان اﺳـﺘﻔﺎده ﺑـﻪ ﺣـﺪاﻗﻞ ﯾﺎ ﺻﻔﺮ ﺑﺮﺳﺪ و اﺳﺘﻔﺎده ﺑﺪون ﻣﺠﻮز از داﻧﺶ دﯾﮕﺮان ﺑﺎ ﻫـﺮ ﻫـﺪف ﯾـﺎ اﻧﮕﯿـﺰهای ـ از ﺟﻤﻠـﻪ ﺗﮑﻤﯿﻞ آن ـ ﻣﻨﻊ ﮔﺮدد. ﺑﻪ ﻋﻼوه، اوﺻﺎف ﻣﺬﮐﻮر ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫـﺪ ﮐـﻪ ﻣﻬﻨﺪﺳﯽ ﻣﻌﮑﻮس ﺗﻨﻬﺎ در ﺣﯿﻄﻪ ﻋﻠﻮم ﻓﻨﯽ ـ ﻣﻬﻨﺪﺳﯽ و ﭘﺎﯾﻪ ﻗﺎﺑﻞ ﻃﺮح اﺳـﺖ و ﺑﺮای ﻣﺜﺎل ﯾﮏ اﻧﺪﯾﺸﻪ ﺗﺎرﯾﺨﯽ ـ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺗﺎرﯾﺦ ـ ﻗﺎﺑﻞ ﺑﺎزﺳﺎزی ﻧﯿﺴﺖ. اﻟﺒﺘﻪ اﯾﻦ ﺗﺮدﯾﺪ ﻣﻤﮑﻦ اﺳـﺖ ﻣﻄﺮح ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﺮای ﻧﻤﻮﻧﻪ، آﯾﺎ ﻣﯽﺗﻮان ﯾﮏ اﻟﮕﻮی ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ را ﮐﻪ ﭘﺲ از ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت داﻧﺸﮕﺎﻫﯽ و ﻣﯿﺪاﻧﯽ ﻓﺮاوان ﺑﻪ ﺛﻤﺮ ﻧﺸﺴﺘﻪ، از ﻃﺮﯾﻖ اﺳﺘﻘﺮاء ﺑﻪ دﺳﺖ آورد و اﮔﺮ ﭼﻨﯿﻦ ﻋﻤﻠﯽ اﻧﺠﺎم ﺷﻮد، آﯾﺎ ﺻﺎﺣﺐ اﯾﺪه ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺣﻤﺎﯾﺖ از آن را ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎی ﻣﻨﻊ ﻣﻬﻨﺪﺳﯽ ﻣﻌﮑﻮس ﻣﻄﺎﻟﺒﻪ ﮐﻨﺪ؟
در ﭘﺎﺳﺦ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ اﯾﺪهﻫﺎﯾﯽ ﻫﻤﺎﻧﻨـﺪ ﻣـﻮردی ﮐـﻪ ذﮐـﺮ ﺷـﺪ، ﻣـﻮرد ﺣﻤﺎﯾـﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ، اﻣﺎ ﺣﻤﺎﯾﺖ از آﻧﻬﺎ ﺑﺎ ﺗﻮﺳﻞ ﺑﻪ ﻣﻨﻊ ﻣﻬﻨﺪﺳﯽ ﻣﻌﮑﻮس ﻧﯿﺴﺖ. ﭼﺮاﮐﻪ از ﯾـﮏ ﺳـﻮ، ﻣﻨﻊ ﺻﺮﯾﺤﯽ در اﯾﻦ ﺧﺼﻮص وﺟﻮد ﻧﺪارد و از ﺳﻮی دﯾﮕﺮ، ﺣﺘﯽ در ﻓﺮض ﻣﻨﻊ ﻣﻬﻨﺪﺳـﯽ ﻣﻌﮑﻮس، اﺛﺒﺎت اﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ دﺳﺖ آوردن اﯾﺪه از اﯾﻦ ﻃﺮﯾﻖ ﺑﻮده، دﺷﻮار اﺳﺖ. ﺣﻤﺎﯾﺖ از اﯾﻦ دﺳﺘﻪ از ﺣﻘﻮق، اﻣﺮوزه در ﻗﺎﻟﺐ ﺣﻤﺎﯾﺖ از ﻧﺎم و ﻋﻼﯾﻢ ﺗﺠﺎری و ﺣﺘـﯽ ﭘﻮﺷـﺶ ﺗﺠـﺎری۱ اﻧﺠﺎم ﻣﯽﮔﯿﺮد.۲ از آن ﺟﻬﺖ ﮐﻪ اﻧﺪﯾﺸﻪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ اﺛﺮ ﻣﻮرد ﺣﻤﺎﯾﺖ ﻧﯿﺴﺖ (ﯾﻌﻨـﯽ از ﺧـﻮد اﺛـﺮ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﻣﯽﺷﻮد ﻧﻪ از اﻧﺪﯾﺸﻪای ﮐـﻪ ﻣﻨﺠـﺮ ﺑـﻪ ﺗﻮﻟﯿـﺪ آن ﺷـﺪه)، ﻟـﺬا ﻣﺴـﺄﻟﻪ ﻣﻬﻨﺪﺳـﯽ ﻣﻌﮑﻮس ﺑﻪ ﻧﺪرت در ﻣﻮرد اﻧﺪﯾﺸﻪﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﭘﺎﯾﻪ ﻋﻠﻮم ﻫﺴـﺘﻨﺪ، ﻣﻄـﺮح ﻣـﯽﺷـﻮد. ۳ ﺑـﺮای ﻣﺜﺎل، ﺣﻤﺎﯾﺖ از اﻟﮕﻮرﯾﺘﻢﻫﺎی رﯾﺎﺿﯽ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺣﻖ اﺧﺘﺮاع اﻣﮑـﺎنﭘـﺬﯾﺮ ﻧﯿﺴـﺖ. ﭼﺮاﮐـﻪ ﭘﺎﯾﻪﻫﺎی ﻋﻠﻢ ﻫﻤﻮاره وﺟﻮد دارﻧﺪ و ﺑﺪون آﻧﻬـﺎ اﻧﺠـﺎم ﮐـﺎر ﻋﻠﻤـﯽ ﻏﯿـﺮﻣﻤﮑﻦ اﺳـﺖ.۴ در ﺣﻘﻮق ﮐﺸﻮرﻣﺎن، ﺑﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺑﻨﺪ اﻟﻒ ﻣﺎده ۴ ﻗﺎﻧﻮن ﺛﺒﺖ اﺧﺘﺮاﻋﺎت، ﻃـﺮحﻫـﺎی ﺻـﻨﻌﺘﯽ و ﻋﻼﺋﻢ ﺗﺠﺎری، »ﮐﺸﻔﯿﺎت، ﻧﻈﺮﯾﻪﻫﺎی ﻋﻠﻤﯽ، روﺷـﻬﺎی رﯾﺎﺿـﯽ و آﺛـﺎر ﻫﻨـﺮی« از ﺣﯿﻄـﻪ ﺣﻤﺎﯾﺖ از اﺧﺘﺮاع ﺧﺎرج اﺳﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﺷﺮﮐﺖ اﻟﻒ ﻧﻤﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﺻﺮف اﯾﻨﮑﻪ ﺷﺮﮐﺖ (ب) در ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﺤﺼﻮل ﻣﺸﺎﺑﻪ از ﻣﺤﺎﺳﺒﺎت رﯾﺎﺿﯽ ﯾﮑﺴﺎﻧﯽ اﺳﺘﻔﺎده ﮐﺮده، ﻣﺪﻋﯽ ﻧﻘﺾ ﺣﻖ اﺧﺘﺮاع ﺧـﻮد ﺷـﻮد. اﻣـﺎ در ﺻﻮرﺗﯽ ﮐﻪ اﻟﮕﻮرﯾﺘﻢﻫﺎی رﯾﺎﺿﯽ ﺗﻮﺳﻂ ﯾﮏ ﺷﺨﺺ، در ﻗﺎﻟﺐ ﻣﻌﻨﺎداری ﺑـﺮای ﺗﻮﻟﯿـﺪ اﺛـﺮ ﺧﺎﺻﯽ ﺑﻪ ﮐﺎر رﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، آﻧﻬﺎ را ﺑﺎﯾﺪ »رﻣﺰﻫﺎی ﭘﺎﯾﻪ« ﻧﺎﻣﯿﺪ. ﭼﻨﯿﻦ رﻣﺰﻫﺎﯾﯽ در ﻗﺎﻟﺐ ﺣﻖ ﺑﺮ اﺛﺮ (ﮐﭙﯽراﯾﺖ) ﻣﻮرد ﺣﻤﺎﯾﺖ ﻗﺮار ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ. ۵ ﻫﺮﭼﻨﺪ، ﻫﻤﺎنﮔﻮﻧﻪ ﮐﻪ در ﻣـﻮرد ﭘﺮوﻧـﺪه ﺳﮕﺎ و آﺗﺎری ﻧﯿﺰ ﻣﻄﺮح ﺷﺪه، اﺳﺘﺜﻨﺎﻫﺎﯾﯽ ﺑﺮای اﯾﻦ ﺣﻤﺎﯾﺖ وﺟﻮد دارد.